درجستجوی هلن از بروجن تا نیویورک(مرگ دکتر بختیار) قسمت ۲۵ وپایان ماجرا….
درجستجوی هلن از بروجن تا نیویورک(مرگ دکتر بختیار) قسمت ۲۵ وپایان ماجرا….
ابول در سن نود و نه سالگی در گذشت و از خود دو زن، هلن و توران را که هر دو او را دوست میداشتند، هفده فرزند (هفت آمریکائی ایرانی و ده ایرانی) که او را میپرستیدند و بیست و سه نوه به جا گذاشت. او طی یک قرن پس از فروشنده دوره گردی، دكانداري، تعليم خصوصی، تحصیل و گذراندن دوره پزشکی بالأخره به ریاست بیمارستان رسید. در همین مدت، ایران نیز از مرحله کشوری زراعتی به یک جامعه پیشرفته صنعتی تبدیل شد.
چشمم بروی ساقی و گوشم بقول چنگ

  فالی بچشم و گوش درین باب میزدم

هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن پرید

  بازش ز طرّه تو بمضراب میزدم

ساقی بصوت این غزلم کاسه میگرفت

  میگفتم این سرود و می‌ناب میزدم

خوش بود وقت حافظ و فال ومراد وكام

  بر نام عمر و دولت احباب میزدم

 حافظ- ص ۳۴۹

ابول در سن نود و نه سالگی در گذشت و از خود دو زن، هلن و توران را که هر دو او را دوست میداشتند، هفده فرزند (هفت آمریکائی ایرانی و ده ایرانی) که او را میپرستیدند و بیست و سه نوه به جا گذاشت. او طی یک قرن پس از فروشنده دوره گردی، دكانداري، تعليم خصوصی، تحصیل و گذراندن دوره پزشکی بالأخره به ریاست بیمارستان رسید. در همین مدت، ایران نیز از مرحله کشوری زراعتی به یک جامعه پیشرفته صنعتی تبدیل شد.

ابوالقاسم با دست خالی به دنیا آمد و از پدر فقط پوستین و کشکولی به ارث برد، و چون درگذشت، پس از یک قرن تلاش، کار سنگین و مدارج تحصیلی چیزی از مال دنيا بجا نگذاشت. میراث او اینک در فرزندان او، در چهل و دو نوه و یک نبیره به یادگار مانده است.

این میراث کسب علم، استقامت در مقابل مشکلات، خیرخواهی، جلب دوستی، حداکثر استفاده از زندگی، تنفس در فضای سالم، ورزش، نظافت و تقویت حافظه از راه خواندن شعر است.

سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم

تا به فتوای خرد حرص به زندان کردم

من به سر منزل عنقا نه به خود بردم راه

قطع این مرحله با مرغ سلیمان کردم

از خلاف آمد عادت بطلب کام که من

کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

سایه‌ای بر دل ریشم فکن ‌ای گنج مراد

که من این خانه به سودای تو ویران کردم

همه ساله روشن بهاران بدی

گلان چون رخ غمگساران بدی

از درد و غم و رنج دل دور بود

بدی را تن دیو رنجور بود

به خواب اندر آمد سر روزگار

ز خوبی و از داد آموزگار

۱۲۳ – فردوسی – شاهنامه ۴۲۵/۱۴

ابوالقاسم که دوباره ازدواج کرد، طبیعتا روابط او و هلن عوض شد. ابوالقاسم سعی میکرد غياباً برای فرزندانی که در آمریکا داشت پدری کند و در عین حال برای ده فرزند دیگر نیز پدری خوب باشد. تصور او این بود که مشکلی نخواهد داشت، اما کهولت و سرنوشت طور دیگر رقم زد. او از توجه به فرزندانی که در آمریکا داشتند سر باز زد و رفتارش عوض شد و به همین علت هلن یک شبه سرپرست هفت فرزند شد. پنج بچه در سنین مشکل نوجوانی و چهار بچه که هنوز نمیتوانستند انگلیسی صحبت کنند.

هلن همچنان ابوالقاسم را مسئول و سرپرست بچه‌ها نگاهداشت و ابوالقاسم هم در این سر دنیا همچنان سیمرغ راهنما ماند، و هلن هم همین را میخواست.

هلن مسئولیت اداره خانواده و راهنمائی بچه‌ها را بعهده ابوالقاسم گذارد و ابوالقاسم هم هیچگاه خرقه پدری را از تن به در نکرد. نامه‌های هلن بین سالهای ۱۳۲۹ – ۱۳۲۳ که ابوالقاسم همه را نگاه داشته بود حاکی از این است که یا هلن کمک مالی میخواهد و یا از پیشرفت بچه‌ها صحبت می‌کند. در مقابل، ابوالقاسم در پاسخ به نامه ها، بچه‌ها را تشویق و دلالت می‌کند.

هلن

ابول عزیز،

امروز پری و پروین چهارده ساله شدند. امشب برای آنها جشن تولد کوچکی ترتیب داده ایم. کاش اینجا بودی و با ما در این جشن شرکت میکردی. بچه‌ها وضع درس و مدرسه شان خوبست. پری و پروین مدرسه شان را دوست دارند و در درسها خوب پیشرفت کرده اند.

دیشب به سیل اشک ره خواب میزدم

  نقشی بیاد تو بر آب میزدم

نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم

  بر کارگاه دیده بیخواب میزدم

روی نگار در نظرم جلوه می‌نمود

  وز دور بوسه بر رخ مهتاب میزدم

ابروی یار در نظر و خرقه سوخته

  جامی بیاد گوشه محراب میزدم

پایان

در پایان برخود لازم میدانم از همکاری عزیزان و دوستان خوبم در که در تهیه ، طراحی ، تدوین وتایپ و…این مجموعه بنده را یاری نمودند تقدیر وتشکر نمایم.

سرکار خانم صدیقه لله گانی ، همسرعزیزم، که همواره یاور و همراه من بوده است واز زحمات او صمیمانه سپاسگزارم.

جناب آقای حاج ناصر (حجت الله ) بحرینی  بروجنی،پدر بزرگوارم ومادر عزیزم.

جناب آقای محمدرضا بنائیان ، دایی عزیزم واستاد ادبیات ، شاعر ومحقق وپژوهشگر بروجنی،

جناب آقای مرحوم دکتر فریدون ضرغام (روانپزشک) از نزدیکان دکتر بختیار که توفیق مجالست ودیدار ایشان را پیدا نمودم وبه بنده لطف بسیار نمودند.

سرکار خانم  فاطمه احمدی ، کارشناس محترم موزه پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران

جناب آقای توکلی از تهران که نسخه ای قدیمی از کتابی را که فرزندان دکتر بختیار درباره وی نوشته اند در اختیار من قرار داد.

جناب آقای برجیان(شنوایی سنج) همکار ودوست عزیزم که در پیدا نمودن دکتر ضرغام بنده را یاری نمودند،

ودوست و همکار خوبم جناب آقای محسن سیدین ودکتر سید جلیل حسینی ایرانی.

وفرزندان گلم، محمدحسین ، امیرحسین و محمدمهدی

وجناب آقایان محسن سلطان محمدی و مهندس هدایت الله سلطان محمدی بروجنی

واستاد زمانی پور عزیز ,و جناب آقای سید مرتضی فیاضی دوست خوبم ومدیر مسئول هفته نامه نورسته بام ومدیر خانه مطبوعات استان که انتشار این مجموعه را در هفته نامه وزین تقبل زحمت فرمودند

لطفا نظرات خود را از طریق ایمیل darman4mb@gmail.comبا ما در میان بگذارید.موفق وسلامت باشید.حق نگهدارتان

منابع:

سفر حماسی از بروجن به توس مولف: دکتر لاله ولیلا وجمشید بختیار

 مجله آینده، سال سوم، شماره ۷، فروردین ۱۳۲۴
روش دکتر جردن، شکراللَّه ناصر، تهران، دی‌ماه ۱۳۲۳
یادهایی از کالج البرز، احمد عبدی‌زاده دشتی، مجله لوح، شمارۀ دوم، آبان ۱۳۷۷
تاریخچه کالج و دبیرستان البرز، دکتر مسعود شهیدی، تارنمای ایران- ایرانی‌ها
مجسمه‌ای به یاد دکتر جردن، مجله تندیس، شماره ۱۴۸، اردیبهشت ۱۳۸۸
صفحه ویژه دکتر جردن در تارنمای شهرک یورک، پنسیلوانیا

عزیزی ، محمد حسین « نگاهى به زندگى و خدمات زنده یاد دکتر ابوالقاسم بختیار از کوه هاى  بختیارى تا نیویورک »  روزنامه شرق شماره ۵۹۶ صفحه پزشکی.

نشریه رسمى دانشکده  پزشکى دانشگاه تهران، سال نهم، شماره ۵ (۲۶۴)، سه شنبه ۸/۱/۴۳.

موحدى، محمد مهدى. زندگینامه پزشکان نام آور معاصر ایران، ج ،۲ تهران ، انتشارات ابرون،   ص ،۳۵

ضرغام، فریدون. ازمکتب ملاذالفقار تا روان پزشکی، اصفهان، انتشارات نقش مانا،

موحدی ، محمد مهدی « زندگینامه پزشکان نام آور معاصر ایران، ج ،۱» تهران ، موسسه نشر علوم و  فنون ، ۱۳۷۱، صص ۱۸۲-۱۸۳٫

هدایتی ، سید جواد « تاریخ پزشکی معاصر ایران از تاسیس دارالفنون تا انقلاب اسلامی» تهران ،  دانشگاه علوم پزشکی ایران ، ۱۳۸۱، ص ۶۲٫٫

بیگی بروجنی، شهناز، بروجن نامی به بلندای تاریخ، تهران ، شرکت نشر بهینه فراگیر، ۱۳۸۷

تحقیقات مکتوب مهندس هدایت الله سلطان محمدی بروجنی

کتاب یک قدم تا آسمان از بام ایران،بروجن ، مرتضی فیاضی بروجنی

سفری به دیار ناشناخته ، تالیف اصغر طاهری

وبلاگ استاد بابک زمانی پور، استاد تاریخ ومحقق ساکن شهرکرد ،موسس ومدیر موزه آموزش وپرورش

http://ch-b.ir/mandegar
http://www.persiannurse.ir
http://ravanpezeshkan.com
  • نویسنده : عباس بحرینی بروجنی